تبليغاتX
سفره ی غزل

ساده گی ژرف در زبان

بخش هفتم:  

یکی از مولفه های مهم و ساختاری در غزل امروز، به کار گیری زبان ساده – اماژرف- یا "ساده گی ژرف درزبان" است.

ساده گی ژرف در زبان چیست؟:

ساده گی ژرف به معنای کاربرد زبان محکم- اماقابل رؤیت- در غزل است؛ این قابل رؤیت بودن به مفهوم به کار گیری روش ابتذالی آن نیست؛ بل رسیدن به ساده گی ژرف – به نحوی- توانایی و یژه یی است که به حیث مهمترین رویکرد ارزشی در کار شاعر و ماهیت غزل امروز، مطرح است. ویژه گی های رسیدن به این " ساده گی ژرف درزبان" به گونه ی زیر است.

الف- تجربه در زمینهء زبان

ب- صداقت در بیان شاعرانه

پ- پرهیز از حشو و ابهام زدایی


ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم خرداد 1386ساعت 10:38 توسط جاوید فرهاد |

 

آخرین بار که آن مرد مسافر شده بود

بقچه ی خاطره بردوش مهاجر شده بود

کوچه در کوچه  که می رفت کمی گم می شد

تازه در جاده ی از زنده گی عابر شده بود

بعد چندین دهه ی دور غیابت، اینک

بر سر درس خیالات خود حاضر شده بود

پیش کس هیچ نمی گفت ولی در خلوت

اندک اندک غزلی گفته و شاعر شده بود

از خودش هیچ نمی خواند ولی بیدل شعر!

بهر تشریح غزل های تو ماهر شده بود

ناگهان کر د مروری به خودش؛ امادید

قصه ای بود از آغاز که آخر شده بود

+ نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم خرداد 1386ساعت 9:54 توسط جاوید فرهاد |

بخش ششم:

آیا غزل امروز، بازگشت ارتجاعی به سنت است؟

برخی ها به دلیل درک نادرستی که از ویژه گی های غزل امروز دارند، توجه به مسأله ی غزلسرایی را – به نوعی- بازگشت ارتجاعی به سنت تلقی می کنند و غزل امروز را رویکرد متحجری می دانند که به عمد می خواهد خود را بردامن نگرش های نو در ادبیات بخیه زند.

من درین نبشتار می خواهم این نگرش انتقادی را بررسی کنم و سپس به پاسخ این ایراد بپردازم:

- چرا برخی ها غزل امروز را بازگشت ارتجاعی به سنت می دانند؟ :


ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه سی ام خرداد 1386ساعت 9:49 توسط جاوید فرهاد |

 

               " شما در این توهم زندگی می کنید که موجودات آزادی هستید؛

  ولی همه روزه، پاره یی از انسانیت خود را به نام این بـت موهوم  

(ملت) و ملی گرایی به هدر می دهید، در فضایی زهر آلود بر اثر

بدگمانی همگانی و مملو از حرص و هراس به سر می برید"

(1) رابیندرانات تاگور

 

بحث دربارۀ  مقولۀ " ملت" و فراهم سازی زمینه های رسیدن به مفهوم "ملی گرایی"، از ضروریات عمده برای هر جامعه و کشوری است. افغانستان با توجه به ساختار چند گانۀ قومی و عبورش از مسیر فراز و فرودهای متعدد تاریخی،نیاز به کالبد شگافی بیشتر این مقوله دارد. ملت چیست، ملی گرایی کدام است و سودمندی و آفات مقولۀ ملت چه خواهد بود؟ از جمله پرسش هایی است که برای جواب عقلانی به این گونه پرسش ها، نیاز جدی به نقد، بحث و تجربۀ تاریخی است. با وجود آنکه مفهوم ملت و روش های رسیدن به هنجارهای "ملی گرایی" و رابطۀ " دولت_ملت" در وهلۀ نخست، در جامعۀ ما مقبولیت ویژه می تواند داشته باشد؛ ولی پذیرش کورکورانه و بدون توجه به تجربۀ تاریخی سایر ملت ها و آسیب شناسی آن، نمی تواند توجیه و درک روشنی از این مسأله (ملت و ملی گرایی) ارائه نماید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم خرداد 1386ساعت 11:19 توسط جاوید فرهاد |

زخم عمیق زیستنم

ای یا ر وصله های تنم را ندوختی

زخم عمیق زیستنم را ندوختی

وقتی که حرفهای تحمل نمی زدم

با تار حوصله دهنم را ندوختی

بردامن خیال،  چرا بازبان شعر

تو پاره هایی از سخنم را ندوختی

گفتی بهار سر زدو بر سینه ی کویر

گل های ناب نسترنم را ندوختی

عریانتر از درخت شدم در خنگ ولی

با دست خویش پیرهنم را ندوختی

مردم شبی کنار غزلهای غربتم

اماتو هیچگاه  کفنم را ندوختی

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم خرداد 1386ساعت 11:10 توسط جاوید فرهاد |

 تبارشناسی غزل امروز

بخش پنجم:

مدخل:

در این نبشته، بحت " ایجاد رابطه با مخاطب" و موضوع" همآهنگی مفهوم" در غزل امروز بررسی می شود.

 1- ایجاد رابطه با مخاطب چیست؟

بحث درباره ی موضوع ایجاد رابطه با مخاطب را از شناخت مخاطب در غزل امروز، آغاز می کنم:

 الف- مخاطب  کیست؟ مقوله ی مخاطب شناسی در شعر، از شمار مهمترین مسایل مطرح در زمینه ی روانشناختی شعر است، زیرا مخاطب به مثابه ی نخستین رویکرد هرمنوتیکی، به تأویل و توجیه داده های شاعر در فرایند پس از سرایش می پردازد. با توجه به درک این مسأله، مخاطب در شعر امروز، حضور پنجاه درصد دارد وشعر پس از مرحله ی آفرینش ، رویکردیست که از " من فردی " شاعر فاصله می گیرد و به یک تعبیر، منوط و مربوط به مخاطبش ( خواننده و یا شنونده ) می شود.

غزل امروز، مبتنی بر همین برداشت هرمنوتیکی در فرایند ایجاد رابطه ی شاعر با مخاطب، پس از مرحله ی سرایش و ارائه ی آن، با مخاطبش رابطه ایجاد می کند و با رویکرد حسآمیزانه اش در نفس اندیشه و ذوق مخاطب، گره می خورد.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم خرداد 1386ساعت 16:32 توسط جاوید فرهاد |

یک روز در کرانه ی امید دیدمش

بی باور از حکایت تردید دیدمش

آنگه که شعر- شبنم حرف تکیده اش_

برگیسوان زمزمه غلتید دیدمش

وقتی که از نشانی من عاشقانه تر

در کوچه های خاطره پرسید دیدمش

با آن که شاعرانه و پنهانی با نگاه

از دشت های عاطفه گل چید دیدمش

مانند عکس روشن یک صبح عاقبت

در بین روز نامه ی خورشید دیدمش

+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم خرداد 1386ساعت 9:56 توسط جاوید فرهاد |

 

شب آمد قصه را سر کرد یک  دختر

لبش را با غزل تر کرد یک دختر

در آن خلوت فقط از عطر تنهایی

گل گیسو معطر کرد یک دختر

نشست و چادری از گاچ دلتنگی

شبانه باز بر سر کرد یک دختر

نمی دانم چه دردی داشت آن لحظه

شقایق را که پرپر کرد یک دختر

دلم را مثل سیبی، آه دندان زد

مرا فهمید، باور کرد یک دختر

+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم خرداد 1386ساعت 9:56 توسط جاوید فرهاد |

نقد روش های محتوایی در غزل

بخش چهارم:

نخست ویژه گی ها:

رویکرد های محتوایی در غزل امروز، از شمارمهمترین مولفه های ساختاری درشعر پنداشته می شود؛ زیرا عنصری که غزل امروز را باتوجه به قرائت های نو ازتبار شعر در  جغرافیای ادبیات امروز، هویت می بخشد، بینش تازهء زمانی در چار چوب محتوا است.

مفهوم محتوا در غزل امروز چیست؟

هدف از مفهوم محتوای امروز در غزل، توجه به کاربرد مفاهیم، داده ها و رویکرد های مبتنی برجریان های حادثه ساز در شعر است. جریان های حادثه ساز در شعر، مشمول درک و در یافت های فردی شاعر و داشتن "حس شاعرانگی" از پدیده ها و ماجراهای حادثه ساز است. با استناد بر این مسأله (و بحث در بارهء غزل) شاعر امروز باید در هنگام در یافت از رابطه های حسی میان خود و اشیاء، به موارد امروزی و جریان های حادثه ساز نو در شعر بپردازد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم خرداد 1386ساعت 16:23 توسط جاوید فرهاد |

هیچ کس معنا نکرده خواب یک گنجشک را

خلوتی از لحظه های ناب یک گنجشک را

هر کسی با دست های نفرتش در جویبار

گِل نموده از کدورت آب یک گنجشک را

با صدای خسته اش آشفته می سازد کلاغ

نغمه هایی بر لبِ تالابِ یک گنجشک را

وقتی جفتش برنگشته آه ... در هنگام شام

کس ندیده حالت ناباب یک گنجشک را

می نشینم بعدِ آن پیشم مجسم می کنم

اضطراب سینه ی بی تاب یک گنجشک را

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم خرداد 1386ساعت 12:31 توسط جاوید فرهاد |

بررسی رویکردهای چندگانه در غزل

بخش سوم

غزل امروز با توجه به ظرفیت های زبان امروز، ویژه گی جذب و قدرت حسآمیزی عجیبی را در ذهن مخاطب دارد؛ اما نکته یی را که باید در فرایند ایجاد این حسآمیزی مد نظر داشت، به گونۀ زیر است:

1_ درک روان مخاطب 

2_ ایجاد رابطه

3_ ریختن تجربه های حسی در ظرف زبان

4_ بینش تغزلی

 

این مولفه های چهارگانه از شمار مهمترین رویکردهای ارزشمند در فرایند " رابطه با مخاطب" است که به منظور ردیابی بیشتر، به تشریح هر بخش آن می پردازیم:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه بیستم خرداد 1386ساعت 12:32 توسط جاوید فرهاد |

های نقاش!

پرده بردار که شب نقش رهایی بکشیم

چیزی از جنس غزل های خدایی بکشیم

پرده بردار که بسیار  به هم نزدیکیم

های نقاش! بیا رسم دو تایی بکشیم

مویک و رنگ همین جاست کمی با فرصت

طرح دلتنگترین فصل جدایی بکشیم

مثل رویای دگرگونه ی خود با دقت

آسمان زرد، زمین رنگ حنایی بکشیم

ابروان را کمی با مثنوی پیوند زنیم

چشم را یک غزل ناب غنایی بکشیم

 

 

وقتی می مرد کسی، چهره ی یک آدم را

پشت جغرافیه ی مرگ، نهایی بکشیم

+ نوشته شده در یکشنبه بیستم خرداد 1386ساعت 12:25 توسط جاوید فرهاد |

گفت و گو هايي با خود

                                         

گم شدن چيست؟

وقتي که آدم گم ميشود، خلاء ژرفي در درونش احساس مي کند. از هيچ چيز پُر نميشود، بي وزن شده و در لاک تنهايي اش فرو مي رود.

گاهي هم در خلوت ، مثل "ولتر" آدم گم شدنش را ميبيند. "ولتر" چندين بار گم شد و بعد هم تجربه هاي گم شدن خود را در خلوت نوشت.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه هفدهم خرداد 1386ساعت 10:37 توسط جاوید فرهاد |

بریده یی ازیک مثنوی

 

غزل آمد، کمی هم گفت وگوکرد

مرا در کوچهء  شب، جست وجوکرد

غزل شرمید و دستش را عرق زد

دلش را پشت تنهایی ورق زد

غزل گل شد، تنش راشست وشوکرد

و چاک سینه ی خود را رفوکرد

****

غزل  در "جمعه بازار"ی سخن گفت

و شاید هم سخن از نرخ من گفت

غزل ناگه در آن بازار گم شد

غزل در دود یک پندار گم شد

غزل دود و غزل اسرار گردید

غزل از زنده گی بیزار گردید

غزل باران، غزل بارنده گی بود

غزل مفهوم صاف زنده گی بود

****

غزل رفته؛ ولی جایش بود سبز

غزل امروز و فردایش بود سبز

+ نوشته شده در شنبه دوازدهم خرداد 1386ساعت 10:19 توسط جاوید فرهاد |

 

بحث "تجدد" و "تجدد پسندي" مقوله يي است  که طرح آن بر مي گردد به سال هاي پيشين در تاريخ. شايد نخستين  تفکر تجدد طلبي ، (به نظر  نگارنده ) با پيدايش  نخستين  انسان همراه بوده است؛ زيرا نوانديشي ، دگر  انديشي و تجدد پذيري ، جزئي  از خصيصه هاي فطري انسان است  که آميزه با ذات دروني وي است و به قول "کانت" سازندهء "هويت ارزشي" آن.

در فرهنگ  هاي مختلف جهان، توجيه هر ملتي با توجه به سنت  هاي جاري آن جامعه از مقولهء تجدد(مدرنيته) فرق مي کند؛ زيرا سنت هاي حاکم در برابر تجدد و انديشهء تجدد طلبي قرار داردو کمترهم اين  رويا رويي ها به همخواني ميان "سنت" و " تجدد" مي انجامد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه هفتم خرداد 1386ساعت 12:11 توسط جاوید فرهاد |

  تو جان خراباتی، جانان خراباتی

يادنامه يي به بهانهء یاد بودازاستاد بزرگ، سرآهنگ

 

 صدايِ نغمه وچنگي نمانده

فروغِ فرّو فرهنگي نمانده

براي شرحِ "بيدل" در"خرابات"

خدايِ من سرآهنگي نمانده

                      "جاويد فرهاد"

                         

-1-

 

استاد "ماد حسين"،" بچهء غلام حسين":

دوره، دوره صباوت بود، و هنوز پنجرهء ذهنم به سوي سر زمين هاي پهناور پندار کشوده نشده بود، و هنوز فاصلهء ژرفي بود ميان من و ديدن و شنيدن که نخستين  بار اسم " کوهِ بلندِ موسيقي "استاد" محمد حسين سرآهنگ  را از  زبان پدر زنده يادم شنيدم. انعکاس صداي پدرم - که با حنجرهء نرميِ سخن مي گُفت - هنوز در دل و دماعم جاريست: " استاد ماد حسين،  بچهء  غلام حسين!"

 پدر هميشه اسم " محمد حسين" را به گونهء " ماد حسين " تلفظ مي کرد و "احمد ظاهر" را نيز "آمدظاير" مي گُفت.

به يادم است که پدرم حين  باز گويي خاطراتش از استاد مرحوم (سرآهنگ) ، از فرد ديگري به اسم "غلام حسين ناتکي"  نام مي برد و پاره يي از خاطرات  خود را به صورت پراگنده  از وي نيز، نقل مي کرد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه هفتم خرداد 1386ساعت 9:27 توسط جاوید فرهاد |

شب رفت بی لجاجت، پلکی زدو سحر شد

خورشید پیش چشمت، بسیار معتبر شد

در فصل تلخ بودن، بر سفره ی سکوتم

شیرینی کلامت، مفهوم نیشکر شد

آیینه تا ترا دید، در بهت خود به کنجی

تب کردو از خجالت، رنگش پریده تر شد

وقتی که ماه می مرد، از روی لطف بیحد

دستی کشید بر من، این آسمان پدر شد

باعشق و نور وشبنم، اورفت و رفت اما

در کوچه های غربت، یک روز دربدر شد

از غربتش که برگشت، مضمون این غزل را

خط خط زدو به حدی، تاقصه مختصر شد

 

+ نوشته شده در یکشنبه ششم خرداد 1386ساعت 10:5 توسط جاوید فرهاد |

       

رفته رفته صبح، صادق می شود

روشنی با من موافق می شود

آسمان آبی تراز رؤیای خود

آفتابی، در مناطق می شود

از یقین لبریز می گردد دلم

چشمهایت تا حقایق می شود

وقتی احساس خدا گل می کند

هر غزل مثل شقایق می شود

یک نفر از عشق نفرت می کند

یک نفر بی شبهه عاشق می شود

+ نوشته شده در یکشنبه ششم خرداد 1386ساعت 10:4 توسط جاوید فرهاد |

...

در سکوتم برگهای یک غزل گل کرده است

شعر، در فصل نگاهِ تو تکامل کرده است

واژه واژه چشم تو، از بهر مفهوم خودش

بر کدامین مصرع "حافظ" تفأل کرده است

شعر های روشنت را صبح فهمیده؛ ولی

پیش رویای بلندت شب تأمل کرده است

....................................................

....................................................

رفتی اما غنچه های یک دوبیتی در بهار

بر فراز شاخه ی احساس کاکل کرده است

+ نوشته شده در شنبه پنجم خرداد 1386ساعت 9:48 توسط جاوید فرهاد |

پاسخی از سکوت


مولوی شد، بی تکلف شعر نابت را نوشت

مثنوی درد های بی حسابت را نوشت

با سر انگشت بلند روشنی در تیرگی

حرف حرفِ واژه های آفتابت را نوشت

گپ نزد از خود؛ ولی با جمله ای از جنس عشق

در سکوت سرد پاسخ ها، جوابت را نوشت

خوابهایت را مروری کرد، اما با دریغ

گنگ بود و لا جرم، معنای خوابت را نوشت

از غم و از غصه هایت، یک روایت کرد و رفت

بی مورخ، پشت دلتنگی کتابت را نوشت

در کویر تشنگی – وقت شهادت – در غروب

قطره قطره ناله های آب آبت را نوشت

+ نوشته شده در شنبه پنجم خرداد 1386ساعت 9:39 توسط جاوید فرهاد |

داستان، شرح خصوصیات فردی نویسنده  است

این ترجمه را  به بانوی عرصهء داستان نویسی، سپوژمی زریاب پیشکش می کنم

 

منبع: مجلهء ماهانه کهانیاں

گُفت و گُو: ارجون ایندرا

برگردان: جاوید فرهاد

 

 

در بارهء نویسنده:

" بهار راتی موخربی"  از نویسنده گان هندی تبار امریکا یی است که در سال 1952 در ناحیهء "جوروانگر" ایالت بنگال زاده شد. پس از چندی با خانواده اش از "جورو انگر" به مومبئی آمد  و دورهء آموزش ابتداییش را در مکتب" سینت جوزفکونونت"  به پایان رسانید. وی از دانشگاه "مهار اشترا" فراغت یافت.

 از این نویسنده  سه مجموعهء داستان های کوتاه به نامهای: "رات کی رانی (ملکهء شب)، " وهی رات، وهی کهانی" (همان شب، همان قصه)"،تمهاری سایه، هماری سات هی" (سایهء تو همرای من است) ویک  رُمان عاشقانه به نام " جنیفر خدا حافظ" به زبان انگلیسی  منتشر شده است.

"موخربی" در 1980  به امریکا رفت و پس  از چاپ رُمان "جنیفر خدا حافظ"  به حیث شهروند امریکاپذیرفته شد.

بهاراتی با وصف زنده گی در امریکا ، هیچ گاهی  از تبارهندیش نبرّید،  و پیوسته به زبانهای هندی، اردو و مراتی  مقاله و داستان نوشت.

در سال 1998  داستان "Happiness" (خوشبختی) (1)  این  نویسنده که به زبان انگلیسی نگارش یافته بود، به عنوان  بهترین  داستان سال انتخاب  شد.

درزیر برگردان گٌفت  و گوی این داستان نویس را که با مجلهء هندی "کهانیاں"  به زبان اردو انجام شده است، با هم می خوانیم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه سوم خرداد 1386ساعت 10:27 توسط جاوید فرهاد |

از بلخ دل تا خانقا عشق

 

امشب حلاوتی به عسل قرض داده ای

اندیشه ای به ذهن عمل قرض داده ای

از بلخ دل گرفته و تا خانقاه عشق

یک سینه مولوی به غزل قرض داده ای

چیزی ز جنس عاطفه، چیزی ز جنس درد

هر دو به نام دل، به بغل قرض داده ای

خواندی مرا تفاله ای از سرنوشت و بعد

آندم مرا برای ازل قرض داده ای

هستی سرود تُست، ولی تو چرا چنین

مفهوم زندگی به اجل قرض داده ای

 

+ نوشته شده در چهارشنبه دوم خرداد 1386ساعت 16:2 توسط جاوید فرهاد |

خواب واژه ها

 

با قلم، با قصه، با کاغذ که پیمان می کنم

خواب چندین واژه را هر شب پریشان می کنم

شعر هایی می نویسم، بی تعارف در سکوت

عشق را بر سفره ی احساس مهمان می کنم

روبرویش می نشینم، با دلِ مملو ز شعر

از غزل، از مثنوی، از عشق پرسان می کنم

چشم هایش را که می بینم خجالت می کشم

اضطرابم را درون سینه پنهان می کنم

وقتی می فهمم غمش را، روبروی آسمان

ابر می گردم – به خود پیچیده – باران می کنم

+ نوشته شده در چهارشنبه دوم خرداد 1386ساعت 15:57 توسط جاوید فرهاد |

بررسی رویکردهای چند گانه، در غزل امروز

 

رویکردهای چند گانه در غزل امروز را _ به لحاظ دریافت نو از ذات شعر_ به چند دسته بخشبندی می کنم:

1-محتوای نو

2-ویژگی های زبانی

3-ابهام زدایی

4-فرازمانی بودن

 

بحث درباره ی این رویکردهای چند گانه ( با توجه به گستردگی موضوعی آن ها) فرصت فراگیر و حوصله ی فراخ می خواهد. می خواهم به گونه ی روشن بیان کنم که این نبشته، سرآغاز" حاشیه ای" است برای ورود به "متن" این بحث گسترده که در فرصت بعدی ( به گونه ی سامانمند) پی گیری خواهد شد. به هر روی ... در همین فرصت، توجه کنید به گپ نخست:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه دوم خرداد 1386ساعت 14:10 توسط جاوید فرهاد |