بی شبهه هر متنی، در گسترۀ خوانش مفهومی خود، معنا پیدا می کند؛ یعنی هر متن، پس از آن که در چاچوب اندیشه شكل گرفت ،ارائه می شودو مبتنی بر رویکردهایي معنایی خود، تفسیر و تأویل شده و هویت مفهومی می یابد؛ اما در فرایند این رویکرد، مهمترین اصلی که باید متوجه آن بود، ارائه توجیه و تفسیر معنایی متن، به روایت خود متن است.
در بسیاری از دیدگاه هایی که دربارۀ بیدل مطرح شده، تفسیرها و روایت های معنایی، بدون توجه به روش درون متنی و خوانش متن به زبان متن ارائه گردیده است و همین نگرش سطحی و _تا حدی آفاقی_باعث شده تا مخاطب از چاشنی درک و حس اندیشۀ بیدل، بی نصیب بماند.
به منظور برداشتن گام نخست برای رسیدن به درک و حس "انديشهء بیدل"، این نبشته را با این دسته بندی موضوعی، پی می گیریم:
بیدل شاعرمتفاوت
شعر "بیدل" به دلیل دید متفاوت شاعر، یکی از مهمترین رویکردهای اثر گذار در حوزهء شعر پارسی است. "بیدل" با توجه به نگرش ویژه و نگاه متفاوتش از محدود شاعرانی است که در زمینهء مضمون سازی و محتواآفرینی، روش منحصر به فرد رادارد. در این نبشته می کوشم به این روش های ویژهء حضرت بیدل به عنوان رویکرد های اثر گذار، اشاره هایی داشته باشم:
1- چندگانه گی معنایی
2- نوگرایی در محتوا
بخش یازدهم:
غزل امروز، با توجه بر ویژه گی ها و پویایی خود، دارای آسیب های جدی نیز هست. برای دریافت ژرفتر مسأله و سامان دهی به این بحث، سه آسیب مهم در این زمینه را بررسی می کنیم و در فرصت های بعدی، بحث بیشتر در این باره را پی می گیریم:
1- سیاست زده گی در غزل امروز
2- کلیشه زده گی در محتوا
3- پراکنده گی در کاربرد زبان
1- سیاست زده گی در غزل امروز:
برخی از غزلسرایان امروز، به دلیل تأثیر جدیی که فضای سیاسی بر ذهن و روان شان، وارد می کند ( و یا حواس سیاسی شان دردرک از رویداد های سیاسی فعال است) درگیر بحران وضعیت سیاست زده گی و سیاست بازی محض درشعر می شوند.
گفتم غزل و دوباره خوانی کردم
در صفحهء احساس ترادیدم و بعد
باکلک سخن ترا نشانی کردم
سخن نَخُست:
بحث و نگرش دربارۀ شعر "بيدل" در افغانستان (افزون بر ساير موارد) با دو رويكرد رو به رو بوده است:
الف: نگرش عرفي
ب: نگرش تفنني (از روي تفاخر)
الف – نگرش عرفي:
بي شبهه توجه به شعر "بيدل" و كالبد شكافي معنايي شعر وي، به يك رويكرد و نگرش عرفي در كشور ما بدل شده است. بسياري از مخاطبان انديشۀ "بيدل"، بدون درك دانشگاهي و ارزش هاي فني شعر وي، ارادت عرفي به شعر بيدل دارند. ُبا آن كه اين گرايش عرفي، در نخست بازگو كنندۀ معيار توجه مخاطبان به اين شاعر بزرگ است؛ اما به لحاظ آسيب شناسي، ميزان عدم توجه مخاطبان بيدل را به ظرفيت ها و ظرافت هاي شعر وي نيز مي رساند كه اين مسأله در نفس خود، باعث ايجاد سدي در برابر فهم ژرف از انديشۀ بيدل شده است.
ای پرستو_نازنین_
ای پرستو از سکوت سرد سروستان بپر
بی ترنم از فراز شاخۀ حرمان بپر
نازنین از ابرهای کینۀ ما بیم کن
پیشتر از لحظه های نم نم باران بپر
بی تأمل چرت هایت را گره زن در غروب
ای سراپا مضطرب از وحشت انسان، بپر
یکدم از جغرافیای فصل دهشت کوچ کن
شامگاهان با قطار خیل گنجشکان بپر
سینه بکشا در فضای آبی این آسمان
یک نفس بی انتها تا فرصت امکان بپر
از خدا، از عشق، از احساس زیبایی بخوان
پر بزن، پرواز کن از شاخه های جان بپر
پس از آن در چشمۀ تقدیس ایزد پر بشوی
با دو بالت بر فراز وسعت ایمان بپر
بحث تاگور با گاندي در بارهء ملت و ملي گرايي
راج موهان گاندي
منبع: مجلهء"اندين پرائيويت "
ترجمه : جاويد فرهاد
" رابيند رانات تاگور " و " مهماتما گاندي" دوشخصيت بزرگ در جهان اند که يکي فيلسوف نابغه و ديگري سياستمدار متفکر است .
تاگور به دليل ارزشهاي فکري بلندش در حوزهء انديشه - مُضاف بر هند- تأثيرش را در سرا سر جهان و ارد کرده است .
"مهماتما" نيز به حيث مهترين پايه گذار فلسفهء سياسي " اهيمسا= عدم خشونت"( ۱) در عرصهء سياست، و شهر ت جهاني دارد.
تاگور با آنکه به سيا ست اعتقاد نهادينه ندارد؛ ولي يکي از نظريه پر دازان مهم در اين زمينه پنداشته مي شود. انتقاد عقلاني تاگور از طرح هاي فکري وشيوه هاي سياست گاندي در هند – به ويژه در مورد بحث ملي گرايي و موضوع صنعتي ساختن هند- از مسايل مُبرم تضاد فکري ميان اين دو انديشمند است که در زير، بريده يي از اين مباحثه را ( به شکل گفت و گو) باهم مي خوانيم.
در خلوت شب به خود پیچید دلم
پیراهن عاشقانه پوشید دلم
از صفحۀ صاف آسمان مثل سحر
دامن دامن ستاره را چید دلم
****
ازگندم دانشت تناول کردم
زخمی که زدی – فقط- تحمل کردم
بیچاره تر از همیشه اما چه شگفت
آهسته به پای خود تکامل کردم
****
آنگه که یقین خود به تردید شکست
آیینه ی انتظار امید شکست
با آن که خیال ناشکن داشت؛ ولی
ناگه به زمین خورد و نفهمید، شکست
****
دیریست کسی نخوانده رؤیای غروب
یک صفحه ز غصه ها به سیمای غروب
آن هم که غزل سروده چرتی و غمین
سیگار به لب نشسته دریای غروب
****
تا آیه شدی ترا تلاوت کردم
احساس شدی، غزل سخاوت کردم
رو راست به من بگو که دربارۀ تو
ای دوست، چگونه من قضاوت کردم
ای شاعر لحظه های رنگین خیال
مانند سخن، سرود سنگین خیال
بر سینۀ یک چریک افتاده به خاک
دیوان شهادت فلسطین خیال
****
اندیشه شدی ترا نفهمید دلم
در بستر استعاره پالید دلم
وقتی که ترا ندید از کوزۀ فکر
بر خواست کمی، فلسفه نوشید دلم
****
وقتی که سخن دوباره از گل بزنم
گل بر سر سینۀ تحمل بزنم
در خلوت شاعرانه با پای غزل
بین خود و عاشقانه ها پل بزنم
****
روزی که من و غزل تفاهم کردیم
نام تو ترانه شد، ترنم کردیم
اما چقدر غریب و بیهوده عزیز
خود را به کنار یکدگر گم کردیم
****
مضمون شبانه ها دل انگیز شده
رؤیای تو از ستاره لبریز شده
هنگام اذان صبح، از منبر عشق
چشمان تو عابد سحر خیز شده
****
چشمی که نخوانده هیچ تعبیر ترا
بر صفحه ی دل نبشته تفسیر ترا
با کلک خیال خود_شگفتی آور_
در قاب غزل کشیده تصویر ترا
****
با بهت خودش مسافر استاده غریب
با بقچه ی خود نشسته در جاده غریب
دیریست کسی رفته و بر بستر او
تسبیح و کتاب و سگرت افتاده غریب
****
.آیینه شدی کمی ترا دود گرفت
ماهی که شدی ترا غم رود گرفت
یک شاخچه گلک غزل سرودی؛اما
تا غنچه شدی خدا ترا زود گرفت
****
آیینه شده،دلم تصور کرده
با پنجۀ ماهرش نوازنده ی عشق
گیتار غزل های ترا سر کرده،
در گوش درخت و گل کسی حرف زده
از فصل خنک سخن کمی ژرف زده
پوشیده تمام خانه ها رخت سپید
در بستر خشک دهکده برف زده
****
در کوچۀ احساس ترا دیده غزل
از هیبت چشمان تو لرزیده غزل
تا خواست ترا به شعر توصیف کند
بسیار عرق کرده و شرمیده غزل
بررسی مفاهیم "روز" و "روزمره گی" در غزل امروز
بخش دهم:
بحث دربارۀ مفاهیم "روز" و روزمره گی" در غزل امروز را، با این بخشبندی آغاز می کنم:
1- مفهوم "روز" درغزل امروز چیست؟
2-"روزمره گی" در غزل امروز کدام است؟
1_مفهوم " روز" در غزل امروز چیست؟ : در بحث های پیشین به این مسأله اشاره شده که غزل امروز، با توجه به قرائت نو شاعر از ذات شعر، به محتوای جدید مبتنی بر درک و دریافت نو از زنده گی و پدیده ها نیاز دارد. این نیاز ضرورتیست که شاعر را به تجربه های تازه یی از حیات شاعرانه می کشاند.
بدون شک هنگامی که بحث غزل امروز_ با توجه به رویکردهای شاعرانه _ مطرح است؛ اولین مولفۀ شکلدهی آن توجه و پرداختن به مسایل روز و تجربه های جاری در زنده گی شاعر است که به وسیلۀ ابزار زبان، بیان می شود. منظور از بازتاب مفهوم " روز" درغزل، توجه شاعر به رویدادها و حوادثی است که قابلیت درک، حس و لمس را به حیث مهمترین موضوعات روز در ذهن مخاطب دارند.
توفان گذشته برگرد
وقتي نگاه نوشيد، فنجان چشمهايت 
صد قهوه عشق حل شد، يكدم ميان چايت
خواندي غزل برايم، از آب و باغ و سبزه
در يك سكوت گل كرد، نيلوفر از صدايت
رفتي ولي نديدي، بعد از نبودِ سردت
بسيار تشنه مي شد، آيينه ها برايت
پهن است در اتاقم، پيراهن حضورت
بر سطح ميز و حتا، بر روي مبل و جايت
گفتي كه كس نمانده؛ امّا بيا و بنگر
اين آسمان رفيقت، خورشيد آشنايت
كَشتي كجاست اينجا، توفان گذشته، برگرد
اي نوح سرنوشتم، با هرچه نا خدايت
خاطر خشکیده ی درخت
دیشب زبان شعر من ای عشق لال بود
اما درون چشم تو پی هم سؤال بود
با آن که در سکوت نشستی ولی لبت
لبریز از ترانه و طرح و خیال بود
یادت برای خاطر خشکیده ی درخت
معنای پرطراوت آب زلال بود
هرچند بی گناه نبودی ولی "حوا"
گندم برای خوردنت آنجا حلال بود
تو سیب سرخی و با عطر دلپذیر
زبیایی ات برای خدا بی مثال بود
***
تنها نشست شاعر و در صفحه اش نوشت:
این هم روایت یک شرح حال بود
به بهانه ی بیست و هشتمین سالروز درگذشت "صوفیعشقری"
" عمری خیال بستم، یار آشناییت را
آخربه خاک بردم، داغ جداییت را
در خاک ره کردم، دل پای مال نازت
ای بیوفا ندانی، قدر فداییت را"
- نخست گپ کوتاه درباره ی زنده گی شاعر:
" غلام نبی عشقری" ( که پسان ها صوفی عشقری نامیده شد) در سال 1271 خورشیدی در خانواده ی بازرگانی به نام " شیرمحمد" ( مشهوربه داده شیر) در شهر کهنه ی کابل زاده شد.
در آوان کودکی پدر وپس از آن برادر و سپس مادرش را ازدست داد و طعم تلخ " بی کس و کویی" را برسر سفره ی تنهایی چشید.
بعد از سلام
مروری بر روشهای داستانی رهنورد زریاب

|
|
غزل های تابلویی
بخش نهم:
غزل امروز از منظرتصویر و فضا سازی، شبیه تابلوی نقاشی شده یی است که محتوا به وسیلهء زبان در آن، به بازآفرینی خودش می پردازد و این رویکرد تابلویی، از دو عامل زیر شکل می گیرد:
1- ساده گی روایت در زبان شعر:
منظورم از ساده گی روایت، بیان ژرف- اماساده- در زبان شعر (به ویژه غزل) است. یکی از رویکردهای عامل برای تابلوسازی محتوا در غزل، ارائه روایت های ساده، یکدست و عمیق است، ویا به تعبیر بهتر، نقاشی ساده- اما شگفت- روایت های موضوعی به وسیلهء واژه هادرزبان غزل است. این رویکرد، افزون بر این که گسترهء مفهومی در غزل را برای مخاطب ژرفتر مطرح می کند، از سوی دیگر، تابلوی کاملی از نقاشی یک حالت را فرادید و ذهن مخاطب می گذارد و ویژه گی های تصویری را ذهن نشین می سازد:
عزیزم قهوه ات را نوش جان کن!
(برای مقاومت عراقی ها در برابر اشغالگران)
اگر گفتنند "پنتاگونیان" کاینجا هنوزم عشق شیمایی است
عزیزم قهوه ات را نوش جان کن
و باور کن که آخر در سکوت "بصره" ی معصوم چشمانت
و در "بغداد" دستانت
سیاست رنگ می بازد
عزیزم قهوه ات را نوش جان کن!
سیب دندان زده
آری آن مرد که از زنده گی مأیوس شده، من بودم
بین تنهایی خود خفته و محبوس شده، من بودم
آری آن مرد که با مصرعِ از مثنوی تازه ی درد
روی دستان تفکر غم ملموس شده، من بودم
آری آن مرد، همان مرد که با حس غریبانه ی شعر
لابلای غزل و خاطره محسوس شده، من بودم
آری آن مرد، که از کودکی بر سفره ی رنگین خدا
سیب دندان زده بر سینه ی پتنوس شده، من بودم
آری ای خواب کمی مخملی در خلوت تاریک حیات
اولین کس که به رؤیای تو کابوس شده، من بودم
نگرش هرمنوتیکی در غزل
بخش هشتم:
یکی از رویکردهای مهم در غزل امروز، نگرش هرمنوتیکی شاعر حول مسأله ی محتواست.
- نگرش هرمنوتیکی چیست؟
نگرش هرمنوتیکی به معنای داشتن دیدگاه و محتوای تأویل پذیرانه در شعر است. شاعر امروز، به دلیل تعمیم یابی اندیشه اش در گستره های موضوعی گوناگون و متعدد، باید به نگرش هرمنوتیکی در شعرتوجه ویژه داشته باشد، زیرا توجه به این ویژه گی، نخستین مؤلفه یی است که شعر را قدرت توجیه پذیری در ذهن مخاطب می دهد.
غزل امروز نیز با توجه به اهمیت داشتن نگرش هرمنوتیکی شاعر ( واصل تأویل پذیری متن در بحث هرمنوتیک) با این مسأله با دقت برخورد می کند.
کودکم دوست ندارد همه ای دنیارا
به جز حلوا و پنیر و شکر و خرمارا
فکر او سبز که بر صفحه ی گل می خواند
قصه ای خاطره ی شاپرک تنها را
مثل من بغض ندارد که صدا می زند او
دختر کوچک همسایه ی ما "زهرا" را
چاشت از پنجره دیدم که پیهم می داد
اندکی نان به "فریدون" و کمی"لیلا" را
صبح با ساده گی سبز صداقت می چید
گل پر پر شده در حوضچه ی رویارا
گهی پیدا، گهی شب های دگر گم می کرد
بین تنهایی خود همهمه ی فردا را