بیا
درظلمت شب بیاوتا صبح بمان
بابال سحرمرابه خورشید رسان
موسیچه برای دعوت جفت خودت
معصومتراززبان گنجشک بخوان
رفتی وکس ...
رفتی وکس برای دلم یک غزل نگفت
یک فرد درسرای دلم یک غزل نگفت
شب رفت درسکوت وسیاهی؛ولی سحر
خورشید- آن خدای دلم- یک غزل نگفت
صدهاغزل سروده شد وهیچ شاعری
همنوحه بانوای دلم یک غزل نگفت
احساس درکنارمن آمد؛ ولی دریغ
همرنگ دردهای دلم یک غزل نگفت
هنگام فصل کوچ من حتا پرنده یی
یکباردرهوای دلم یک غرل نگفت
نگرشی بر ویژه گی های زبانی در شعر قیصر امین پور
بامداد سه شنبه هشتم عقرب ( آبان) بود که دکتر " قیصرامین پور" شاعر معاصر حوزه ی زبان پارسی به علت بیماری قلبی درگذشت و شعر پارسی، برای نوبت دیگر سوگوار شد.
بی تردید " امین پور" از چهره های مطرح در زمینه ی شعر بود ( و هست ) و به درستی می توان ادعا کرد که شگردهای کار هنری او در عرصه ی سرایش ، نکات قابل تأمل فراوانی دارد که می تواند در فرایند نقد معیاری به آن پرداخته شود.
گپ هایی از شهبانوی موسیقی کشور
وقتی صدایش رامی شنوی، احساس می کنی چیزی زیر پوستت می دود، چیزی دراندرونت به صدا درمی آید، صدای این صدارا با خونت لمس نموده ودر رگ هایت حسش می کنی. هنگامی که می خواند:" درآن نفس که بمیرم در آرزوی تو باشم+ به آن امید دهم جان که خاک کوی تو باشم"، عطر صدایش روی گلدان احساست می شگفد، آن گاه به این دریافت ژرف می رسی که صدای ناب و آواز ملکوتی، عطیه ایست از جنس موهبت الاهی که به هر کس وهر آدمی داده نمی شود......
بی تردید این صدا، صدای" شهبانوی موسیقی" کشور، استاد فریده مهوش است. هرگاه که استاد گلو صاف می کند و از آبشار شفاف صدایش، ترانه و ترنم فرو می ریزد، بزرگیش را می فهمی واز ته دل به وی آفرین می گویی. باتوجه بر همین پنداشت (وبرای فهم بیشتر دید گاه های استاد در بارهء هنر موسیقی) گپ وگفتی را با وی انجام داده ایم که پیشکش می گردد
فرهنگ تفالۀ سیاست نیست
اکثر سیاسیون درجامعۀ ما، برداشتها و شناخت شان از مقولۀ پویای فرهنگ، یکسویه و سطحی است. اینگونه سطحی نگری و کوتاه فکری دو عامل دارد:
1_ نداشتن شناخت ژرف از عنصر فرهنگ
2_جدی نگرفتن ارزشهای فرهنگی
که به منظور رهیابی بیشتر به اصل مسأله، این دو عامل را به گونه ی فشرده به بررسی می گیریم: