تکدرخت پیر
قمری بخوان برای همین تکدرخت پیر
یک نغمه در عزای همین تکدرخت پیر
از برگ و بارو میوه دگر سفره اش تهیست
درویش دست های همین تکدرخت پیر
آن خاطرات تلخ تبرخورده سال هاست
جاریست در صدای همین تکدرخت پیر
فرزند برگ های ورا باد برده است
از خلوت فضای همین تکدرخت پیر
تنها پرنده های خیالم نشسته اند
دیریست در هوای همین تکدرخت پیر
باران، بیا نماز اجابت ادا کنیم!
برمسجد دعای همین تکدرخت پیر
دلم در پنجه ی و سواس تنهاست
کنار این عوام الناس تنهاست
غزل گفته ، ولی مرد مسافر
میان جاده ی احساس تنهاست
****
بیا با خاطر اتم گفت و گو کن
مرا در خلوت شب جست وجو کن
برهنه با خیالت خو گرفتم
مرا در حوض چشمت شست و شو کن
در باره ی زبان
زبان، در یک تعریف کلی ، ابرازیست برای انتقال مفاهیم و دریافت آن، در فرایند ارتباط .
" انتقال" و " دریافت"، رویکرد دوسویه ای است که در روند رابطه ی مفهومی زبان ، هم جنبه ی گیرنده ی گی دارد و هم خاصیت دهنده گی.
رابطه ی مفهومی چیست ؟:
رابطه ی مفهومی در زبان عبارت است از توجه انسان به مفاهیم نشانه ای که واژه ها در آن حوزه،هویت معنایی می یابند . این مفاهیم ، به عنوان نشانه های تثبیت شده به لحاظ معنایی ، رویکردیست که نخست در ذهن ( با توجه به پیشینه ی تثبیتی و قراردادی اش ) شکل می گیرند و سپس به منظور فهمیدن و یا فهماندن، به کار می روند .
بوی تند کدورت
ازاین کویرخسته وخالی ببرمرا
تا لحظه های سبزتعالی ببرمرا
ای پیرباکمال تصور شبانه ها
درخانقاه قول وقوالی ببرمرا
شعری به دامن روپای من بریز
یکباره در فضای خیالی ببر مرا
در جاده های فلسفه بی هیچ پاسخی
همواره مثل فکر سوالی ببرمرا
گل کن، بکوب، پس از لحظه ای مرور
در کارگاه دست سفالی ببرمرا
امشب زبوی تند کدورت دلم گرفت
تا عطر ناب گندم و شالی ببرمرا
نگرشی در مورد یک بیت
نگرش در باره ی یک بیت را ، پس از خواندن خود بیت آغاز می کنم:
" نبری گمان که یعنی به خدا رسیده باشی
توز خود نرفته بیرون، به کجا رسیده باشی " (بیدل)
به تعبیر روشن ، مفهوم بیت را این گونه می توان فشرده ارائه کرد : انسانی که در گرو تعلقات خودی ( نفس اماره) باشد ، هرگز به مرحله ی وصل ( رسیدن) به خدا نمی رسد ، زیرا نخستین اصلی که به فلسفه ی وصل به خداوند می انجامد ، از خود بیرون رفتن ، یعنی ترک خودی است . پس با توجه به عدم ترک تعلقات خودی که منجر به ایجاد فاصله وسد در برابر رسیدن انسان به خدا می شود ، گمان رسیدن به خداوند ، گمان خطاست .
با وصف آن که این تعبیر ، تفسیر ساده ای از مفهوم این بیت است ، اما نگرشی که در این ساده گی ژرف ، قابل تامل است ، مساله ی ، " از خود برون رفتن " انسان یا به تعبیر ساده: ترک تعلقات خودی ( نفس) برای رسیدن به خداوند است .