غزل احساس جاری در بیان است
غزل معنای دل، مفهوم جان است
ولی با این همه نبض ظریفش
زبان زخم ها را ترجمان است
شب است و آسمان گشته سیه پوش
کشوده تیره گی بسیار آغوش
من و دلتنگی و بیدار ماندن
چراغ خانه ی همسایه خاموش
زمستان بود وشب های پرازدرد
تمام دهکده خاموش ودلسرد
می آمد،می گذشت،آوازمی خواند
میان کوچه ها یک روح ولگرد