تبليغاتX
سفره ی غزل

دوکنش دردوواکنش

نقدی برمجموعه ی شعر"ماهیان ازرگ های ماگریخته اند"

شعر حادثه‌ای است که در زبان اتفاق می‌افتد. در فراینداین اتفاق ،محتواچیزیست که با ابزار زبان ارائه می‌شود؛ بنابرین احاطه و توجه به ویژه‌گی‌های کاربرد زبان و روش به کار گیری واژه‌ها، از موارد مهم درشعر است. 

در بحث ایجاد رابطه‌ی دو سویه شعر با مخاطب (یا برعکس ایجاد رابطه‌ی مخاطب با شعر) زبان، به حیث مهمترین ابزار برای رسانیدن پیام مطرح است و این ایجاد رابطه برای دادن پیام یا درک محتوا، چیزیست که ما به عنوان "رسانگی" از آن یاد می‌کنیم.

من با همین گزینه در مورد مجموعه‌ی شعرهای "ماهیان از رگ‌های ما گریخته‌اند" وارد بحث می‌شوم و برای سامانمندی بیشتر مسأله، گپ‌هایم را در دو مورد، پی می‌گیرم:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه سی و یکم خرداد 1388ساعت 14:4 توسط جاوید فرهاد |

نسبم را چه سگی بلعیده است!

برگردان:جاویدفرهاد

"ادیتیا بهوپالیا" در سال 1947 میلادی در دهلی زاده شد.

 پدرش فروشنده‌ی دوره‌گرد بود. بهوپالیا در آستانه‌ی 12 سالگی پدر را از دست داد و برای نخستین بار اندوه بی‌پدری را تجربه کرد. 

فقر و تنگدستی او را مجال نداد تا به آموزش‌های دانشگاهی‌اش ادامه بدهد، از این رو، پس از چندی دانشگاه را ترک کرد.

"بهوپالیا" از شمار شاعرانیست که نگاه متعارف به زنده‌گی ندارد. او بدون توجه به سنت‌های دست و پا گیر اجتماع، سراینده‌ی احساس واقعی هم‌نسلان خود است.

بیشتر شعرهای او به دلیل هجوم بر سنت‌های خرافی جامعه‌ی هند، کمتر فرصت نشریافته اند.

برای آشنایی بیشتر دوستداران حوزه‌ی شعر، برگردان چند شعر او را به زبان فارسی پیشکش می‌کنم:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم خرداد 1388ساعت 13:40 توسط جاوید فرهاد |

شرحی از یک بیت

در نظریه ‌های عرفان "وحدت الوجودی" هر چیز از "وحدت" آغاز می‌شود و "دویی" یا دوگانگی در برابر آن رنگ می‌بازد؛ اما در دنیای گسترده‌ی این وحدت، عالمی از "اعراض" وجود دارد که همه‌ای آن‌ها به جوهروحدت الوجودمی پیوندند.

 در نظریه‌ی متعارف "وحدت الوجود"، جهان کثرت (اعراض) نمودی از عالم وحدت است که پس از دوره‌ی معین ، در نفس وحدت الوجود حل می‌شود؛ و از این رو مفهوم "دویی" در آن وجود ندارد.

با توجه به این نگره‌ی عرفانی، بیدل نیز اشاره‌ی زیبایی به این مسأله دارد:

"آن که در یکتایی‌اش، وهم دویی را راه نیست

چون کنم یادش مقابل می‌شوم با عالمی"


ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم خرداد 1388ساعت 13:44 توسط جاوید فرهاد |

هیچ کس، مثل کسی دیگر نیست!

برگردان: جاوید فرهاد

"کریشنا پربهت موخربی" شاعر هندی، در سال 1965 میلادی در "مومبیئی" به دنیا آمد. آموزش‌های ابتدایی را در زادگاهش فرا گرفت و سپس با خانواده‌اش به انگلستان رفت و از دانشگاه "آکسفورد" در رشته‌ی فلسفه دکترا به دست آورد.

نخستین گزینه‌ی شعرش به نام "بادهای وحشی" در آستانه‌ی سال 1986 در لندن به زبان انگلیسی منتشر شد.

در سال 1988 به هند بازگشت و دو کتاب دیگر شعرهایش را به نام‌های "لحظه‌ها می‌فهمند" و "زندگی خواهد مرد" پی هم چاپ کرد.

در سال 1999 با دوشیزه‌ی مسلمانی به اسم "آزیتا رضوی" ازدواج کرد؛ اما پس از دو سال زندگی مشترک، همسرش را ترک گفت و به انگلستان برگشت.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه ششم خرداد 1388ساعت 10:53 توسط جاوید فرهاد |

                    شاعر

شاعر به مرگ عاطفه ماتم گرفته است

در یک غروب تلخ، دلش غم گرفته است

شاید زلال قطره ی اشک عجیب او

از برگ شاعرانه ای شبنم گرفته است

پیش از شروع خوردن گندم کمی دلش

در پنجه های وسوسه پی هم گرفته است

بعد از تمام خستگی نومید تر هنوز

در پشت انتظار خودش دم گرفته است

فرسوده در ترانه ی احساس خود،ولی

از شانه های زمزمه محکم گرفته است

                    * * *   

شاید که مرده شاعرو این گونه بی دریغ

باران به روی پنجره نم نم گرفته است

 

+ نوشته شده در شنبه دوم خرداد 1388ساعت 12:36 توسط جاوید فرهاد |