دوبیتی ها
خزان آمد زمستان می شود گل
پرستوها به زندان می شود گل
به دست جوخه های یخ یکایک
خدایا !تیرباران می شود گل
ترنم در گلوی یار زخمیست
تکلم بر لب پندار زخمیست
کنار بیشه ی تاریک بدرود
چریک روشنی بسیار زخمیست
به روی سینه اش تصویر مانده
کبودیی غل و زنجیر مانده
شهید است و میان ابروانش
نشان خوردن یک تیر مانده
تن هر خار شمشیر"یزید" است
صدای نعره ی "شمر" پلید است
به هر سو سر زده گل های قرمز
شقایق مثل خون یک شهید است
فلسفه باوری درادبیات
فلسفه درذات هرپدیده ای حضور دارد ، چه این پدیده ها محض علمی باشند وچه هم محض هنری؛اما مهم کشف موجودیت نگره های فلسفی وتأ ملات فلسفی زاازدرون پدید ه هااست .
رابطه ی فلسفه با ادبیات ، رابطه ی کهن است ؛ زیرا تأمل در محتوای نخستین آثار وپدیده های ادبی به درستی می رساند که فلسفه هماره باپیدایی ادبیات، هم زادوهم ذات بوده است .